ابو القاسم سلطانى

157

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

جوشانده دم گيلاس را مانند مدرات استعمال مىكنند و پوست درخت آن قاطع حمّى [ تب‌بر ] و رافع نقرس است 9 * . درباره خواص صمغ درخت ديوسكوريد گويد مخلوط صمغ آب با آب و شراب سرفه مزمن را شفا مىبخشد و با شراب در سنگ كليه موثر و برانگيزاننده آلت تناسلى مرد مىباشد و [ استعمال آن به طريق موضعى ] رنگ چهره را شفاف و [ ماليدن آن به چشم ] نور چشم را زياد مىكند و رازى مىنويسد خوردن آن در خشونت حلق و ريه موثر است و بالاخره نويسنده كتاب تحفه علاوه بر مطالب فوق مىنويسد صمغ آن التيام‌دهنده زخم‌هاى باطنى و ماليدن آن به چشم در جرب چشم 10 * موثر است . مقدار خوراك صمغ آن 5 گرم مىباشد . تركيبات شيميائى : ميوه گيلاس محتوى اسيد ماليك ، اسيد اسكوربيك ، اسيد تارتاريك ، تانن ، آنزيم پرو ويتامين A ، تيامين ، رايبوفلاوين ، نياسين ، قند 6 تا 15 درصد ، مواد چرب و مواد معدنى نظير فسفر ، كلسيم ، آهن ، سديم و پتاسيم مىباشد . در برگ گياه باريوم و در دانه اسيد سيانيدريك وجود دارد . خواص و موارد مصرف درمانى : مدر ، ملين ، مقوى ، ضد التهاب و تب‌بر مىباشد . از دمگل گيلاس به‌عنوان مدر در ناراحتىهاى كليه نظير نفريت ، آلبومينورى ، آب آوردن انساج ، سنگ كليه به صورت جوشانده ، 30 در هزار استفاده مىنمايند . براى اين منظور قبلا دم گيلاس با دم آلبالو را به مدت 12 ساعت در آب سرد مىخيسانند . مقدار خوراك اين جوشانده چهار فنجان در روز مىباشد . از شربت گيلاس براى پائين آوردن تب هم‌چنين از پوست تنه گيلاس در اين مورد استفاده مىشود . ميوه گيلاس را براى كم كردن اشتها و وزن بدن مفيد دانسته‌اند . گيلاس تازه پوست صورت و گردن را تقويت و موجب تجديد حيات بشره ، لطافت و شفاف شدن آن مىگردد به اين منظور پس از تميز كردن صورت و گردن له‌شده ميوه رسيده و شيرين را روى آن مىگسترانند و پس از 15 دقيقه با آب ولرم شسته و با يك كرم مناسب چرب مىكنند . از ميوه گيلاس براى تهيه شربت گيلاس Cherry syrup و هم‌چنين ليكورها مانند Cherry brand و Kirsch استفاده مىشود . اين درخت در آستارا به گيلاس در مازندران به سياهلى در كتول و مازندران به الىكك در طوالش به گيله بند در رامسر و شهسوار به هلدانه در نور و كجور به الولك و آلوكك در شيرگاه به هلار در گلندرود به هلىكان و در بعضى نقاط به آلوكاكا و هلىكاكا موسوم است . ( 1 * ) - تت دياسقوريدوس م - 1 ص 110 ش 121 ( 2 * ) - تت الحاوى ج 21 ص 281